همه نگران بيماري SARS هستند ... ولي بيماريهاي ديگر كه خطرناكترند فراموش ميشوند ... SARS خطرناكترست يا بي عدالتي؟ SARS كشندهتر است يا بي رگي؟ يا بي كسي؟
ديشب حرف از كسي افتاد كه همه ميشناسيم .... گفتم آدم خوبيست به فلان دليل و بهمان برهان ... دوستي در جواب گفت كه تو بيخبري ... و تعريف كرد كه فلان سال گره كوري در كارِ پدرِ كارخانه دارش افتاده بود و به هر در كه ميزدند نميشد ... تا آخر با تراشيدن واسطه، همين آقاي مُعَرف حضور همگي سفارش كارشان را كرد و پرونده از خنسي در آمد .... پرسيدم رشوه داديد؟ ... گفت نه .... گفتم پدرت خوشحال شد؟ .... گفت كم نه ... اگر فلاني كارش را درست نميكرد چه ضربهاي كه نميخورد ....
رفتم توي فكر ... تف به اين دنيا ... حتي كسي كه از كنار تو به ناحق منتفع شده وقتي آبها از آسياب افتاد لعن و نفرينت ميكند كه چرا حق و ناحق كرده اي ... تازه اين آقا چيزي هم نگرفته بود و اين دوست كه بد ِ ايشان را امروز ميگويد آن روز كلي گشايش در زندگيشان شده و به طبع بايد سپاسگزار باشد .... پس چرا؟ براي كي؟ براي چه؟ .... بار بعدي كه كسي از تو تقاضاي ناروايي كرد .. با روي باز بگو بخاطر خودت هم كه شده معذوري...
عدالت خواهي در نهاد همه ماست ....