سه‌شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۱

Ali Janam


تو که شعله عشق بودی
و معنای روز ... و با دل شب هم نفس

زخم هيچ شمشيری نالانت نکرد
و نگاه هر کودک يتيم قلبت را ‌فشرد

نفير ناله‌ات را جز آب چاه نشنيد
و شکوه‌ات را کسي سراغ نگرفت

عمل با تو خالص شد برابر عبدُوَد
و ضربتت تراز با بندگي‌ همه تا روز حي

تو که خود عشق بودی
و اميد زندگي ....
چه مستانه به محراب رفتي
به اميد ضربتي که تمام حقد بود و حسد

يله گشتي و خوش ... و زبان به ترنم گشودی:
که رستگار شدم!

حالا من اينجا در آنسوی زمين ايستاده‌ام
به اميد روزی که مترنم شوم به نغمهء رستگاری
و فرياد زنم: آمدم ... آزاد گشتم ...

Fozto


-----
ياد ۰۱/۰۱/۲۰۰۳

Ali Janam Takmil