باز هم کميل زنگ زد
گفت احوال نمي پرسي؟
دم ظهر که ميشه ... اذون رو که ميگن
چرا گوشي رو بر نمي داری؟
نگرانت شديم .... قرار شد بيام يه نوك پا عيادتت
انگار حالت خوب نيست ...
فردا سر قرار بيا حرفاتو بزن ....
بگو کجات درد ميکنه ....
بگو پاهات تاب کشيدن اسمتو نداره ...
بگو ميترسي بگي کجائي هستي .....