شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۱

واسه روز تولدت ۲ تا کار می‌تونم بکنم ....

يا روی يه تيکه کاغذ بنويسم خوش-اومدی به دنيا .... عين اون علامتای تو جاده که می‌گفتن: به فلان-جايك خوش آمديد ... و وقتی هم که می‌رفتی می‌گفت سفر به خير ..... آخی .... چه خاطراتی که زنده نمی‌شه ....

.... يا اينکه از ميون اين همه جاهای رنگوارنگ يه کارت تبريک خوشگل پر از رنگ و لعاب واست ايميل کنم .... هم آهنگ داره روش .... بعضياشون کارتون هم دارن .... فوری هم بدستت می‌رسه .....

ولی اگر من بودم می‌گفتم ... ميشه همون کاغذو واسم پست کنی .... هرچی هم که تو راه بمونه آخرش بدستم ميرسه ديگه ... مگه نه؟ .... اونوقت ميتونم نامه‌تو بو کنم ... ببوسمش.... دس-خط‌تو نيگا کنم ... بينم «ی» آخرت هنو شيکم داره؟ ... يا اينکه «س» هاتو هنوز با دندونه می‌نويسی؟ .... آخی .... دلم می‌خواد ب‌-بيـنم مَد آی با کُلات هنوز اندازه کلاه گاوچرونا پهنو کشيدس؟ .... هنوزم نقطه‌های «ش» رو گرد می‌کشی يا اينکه يه خط می‌کشی بالاش يه نقطه کوچولو می‌ذاری؟ .....

..... تو رو خدا ايميل نده ... يه کم دوسم داشته باش ....