سلام
صبح حاضرشدم برم سر کلاس، لباسهامو هم پوشيدم ولی ديدم واقعاً حسش نيست. تلفونو برداشتم حالا زنگ نزن کی زنگ بزن. با دوستام تو ونکوور و اقوام در ايران حرف زدم، يه خورده خودمو خالی کردم.
روان آدم مثل گله: هر روز بايد آبش بدی، به روش بخندی، واسش آوازبخونی، نازش رو بخری تا سر حال بياد.
بعضی موقها دلم لک ميزنه يکی حالمو بپرسه، واسم نگران بشه، نازمو بکشه تا منم سرحال بشم ... تا منم صب پاشم برم سر کلاسم.