چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۱

هوای ونکوور همیشه معتدله، نه سرده نه گرم؛ ولی توی فصل بهار غیرقابل توصیف میشه.

آفتابش با آدم مهربونه این قدر بهت میتابه که خنکی نسیم اذیتت نکنه. توی بهار باروناش هم اونطوری که توی ایران بارون بهار معروفه شلاقی نیست. ونکوور رو به بارونش میشناسن البته واسه ما که از یک جای خشک دنیا می‌یایم کمی طول می‌کشه تا عادت کنیم.

حسابی دیگه به اینجا اُخت شدم انگار ..... حالا که فکرشو می‌کنم می‌بینم هرجای دیگه دنیا که بخوام برم (غیر از ایران) دلم واسه ونکوور تنگ می‌شه.