سه‌شنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۱

ديشب كه زنگ زدم خونه ... دل مادر خيلي تنگ بود ... خيلي ... هيچي نگفت .... هيچي ... حتي صداي نفسش هم نمي يومد .... گفتم نكنه خط قطعه ... ديدم آره انگار داره خطم قطع ميشه كه اينهمه دورم و اينهمه مادر پريشون ...

تو دلم گفتم: ..... كوه به كوه رسيد .. من به تو نه