جمعه، آذر ۰۱، ۱۳۸۱








داشتم ول ميگشتم ... صفحه‌ها رو ورق ميزدم .... چشمم روشن شد به سد کرخه ... اونور دشت عباس ... خوب تو عکس‌ها چشم بگردونيد ... اون ته.... اونجا که سبزه الان .... اونجا که سر خيليا رفت به پاش ... ياد رضا افتادم ... ياد مرتضي ... ياد جواد ... ياد داداش کوچيکه رضا ... ياد عباس ... خيلي وقت بود يادتون نکرده بودم رفقا ... شما چي؟ هيچ يادی از من مي‌کنين؟

ياد سعيد کردم تو فيلم از کرخه تا راين ... و موسيقي سحرآميز مجيد انتظامي .... اگه به ملکوت سر بزنيين يه تيکه‌هاييش رو ميشنوييد .... چون دير وقته الان که مي‌نويسم و فرصت اجازه از داريوش خان برای فايل صداش نبود، خودتون زحمت بکشيد بريد گوش کنيد ..... يه تير دو نشونه .... از شعرای قشنگش هم غافل نشيد ...
---------
پي‌نوشت: کسي موسيقي متن از کرخه تا راين را سراغ دارد؟