سهشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۱
آهای ملت!!!!
اين چهارشنبه کي مياد پس؟؟ ...
بيا زودتر خلاصمون کن ديگه ....
از بلا تکليفي نجاتم بده ....
بيا جون مادرت ... من بچه تنبلم ....
حرف حاليم نميشه
حرف که ميزنن خوابم ميگيره ...
جدل که ميکنن بعضم ...
من هي ميگم: جونم ... عمرم ... عزيزم
دلم ميخواد واست بميرم
اونا هي ميگن: نظر به اينکه ...
هي ميگن: بحث به اينجا رسيد که ...
من هم ميشينم گوش ميدم ...
ولي خوابم ميگيره ....
ولي ميشينم .... عين بچه مظلوما
ساکت و صامت
تا آخرش تو بيايي
واست جيغ بکـشم
بگم دوست دارم...
بگم همه راهو خودم تکي اومدم ها!
نامردا کولم که نکردن .. کولي هم ميخواستن
ولي به عـشق تو همه راهو يه نفس اومدم
اومدم بگم: من بدم .... تو که خوبي
دوست دارم ....
اشکمو ببين ....
اينا رو خرج کس ديگهای جز تو نميکنم
چارشنبه ! بيا ديگه ... باشه؟
بيا .... تا همه مهربونتر شن
تا ديگه کسي از خودش لجش نگيره
تا ديگه کسي خودشو آزار نده ...
.... تا من هم به عشقم برسم
.......
....
..