سه‌شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۸۱

خودشناسی با کنتور

آقایون خانوما خودم بگم سنگینتره منم بلاخره طاقت نیوردم و کنتور بستم بخودم ... ولی هرچی گشتم کنتور از این کوچیکتر پیدا نکردم میخواستم معلوم نشه .......... یعنی بعله واسه ً شخص-بندهً مهم نیست کی می‌یاد کی نمی‌یاد ........ ولی پدر دروغ بسوزه ..... من چون ناواردم فعلا کنتور میذارم بعد که هوسش از سرم افتاد بر میدارم.... این هم مثل دوران بلوغ این صفحس: میخواد چیزای نو تجربه کنه گرچه اشتباه باشن ..... عده‌ای هستن واسه دل خودشون مینویسن و کاری به این کارا ندارن .... من فعلا که (متأسفانه) همچین حالی ندارم .... جونترکه بودم داشتم‌ها ..... لعنت به این جامعه زیادی فردگرا و خودخواه .... انگار دارم عوض میشم .....

حالا چرا این رو نوشتم؟ ... کنتورو میذاشتی-یو خلاص ..... راستش هر کاری میکنم و اینجا بعضی‌هاشون کیبوردی (قلمی) میکنم بهونه‌ایه واسه خودشناسی ....

یه چیز دیگه بگم؟ گشتم بین کنتورا اونی که پس-ورد داره انتخاب کردم .... چرا؟ ...... نمیگم چرا ...... جاش یه مثال میزنم ..... دیدین اونا که رتبه کنکورشون میشه شصت هزار و خورده‌ای اصلاً حاشا میکنن که کنکور شرکت کردن؟؟ ... اگر عمری بودو موندیم اینجا و رتبمون شد ۲ رقمی تو کنکور (اینجا برعکسه رتبه‌ات باید همون شصت هزار بشه) کنتوری میذارم که شما هم برید ببینید صفا کنید ...... ولی اون موقع دیگه کی حال داره بره دونه دونه نیگا کنه .... مثل کارهای بزرگ که اولش که کوچیکن و با زحمت بدست میان مزه میدن .... فکر نکنم Steve Jobs از محصولات امروز Apple اندازه اون که تو گاراژ خونشون ساختن کیف کنه ......

چقد مثال زدم خدا ...... شدم ملا نصرالدین ...... راستی میدونین تو رادیو تلویزیون ایران ملا نصرالدین رو چی صدا میکنن؟ ..... نصرالدین خالی (: