سه‌شنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۱

دارم دو تا مطلب مينويسم واسه دو تا از درسام. موضوع يکيش هست سقط جنين يکی ديگش مشارکت سياسی زنان در کانادا

خلاصه زيادی قطام زندگيم زده بالا.

يکی نيست بگه خره از ايران اومدی اينجا با اون همه سابقه درخشان زن-ستيزيش .... استاد جفت اين درسات که قربونشون برم خانومن ... حالا يه چيزی بگی هر چند درست ولی به ذائقشون خوش نياد که بدبختی که. مخصوصا يکشون که خودش اعتراف کرد چه فمنيست دو آتيشه ای هم هست.

باز هم گند زدم .... اين همه موضوع گير دادم به چی.

فقط دلم خوشه که اين خانم فمينيسته ازم خوشش می ياد. زکی ..... فمينيست هم فمينيست های قديم. (:

بعداز نگارش: جهت رفع سوءتفاهم بگم که من زن نيستم.